Thursday, November 29, 2012

چگونه از نهادینه شدن شکنجه جلوگیری کنیم ؟ بخش نخست

اشاره
اقدام ریاست محترم قوه قضاییه در صدور دستور مستقیم پیگیری پرونده مرگ یک شهروند وبلاگنویس در بازداشتگاه پلیس فتا اقدام مبارکی است که جامعه حقوقی باید از آن استقبال کند و تمام توان خود را در تاباندن نور به زوایای تاریک چنین اتفاقاتی به کار بندد، تا انشاء الله از تکرار چنین اتفاقات ناگواری جلوگیری شود. این متن تنها درصدد نیل به همین هدف است. 
1. جامعه 
همه چیز از جامعه و فرهنگ مسلط بر آن شروع می شود. حقیقت آن است که در جامعه‎ی ما اگر بپندارند که شخصی بی‎گناه دستگیر شده و در زندان در اثر بدرفتاری یا شکنجه بدنی یا روحی آسیب جدی دیده یا جانش را از دست داده است، به شدت متاثر و متاسف می‎شوند و با مجنی‎علیه احساس همدردی می کنند و حتی از عاملان این فاجعه انسانی بیزاری می‎جویند. اما افراد همین جامعه اگر متوجه شوند شخص مورد شکنجه به دزدی یا قتل یا تجاوز به عنف یا ... اعتراف کرده، دیگر هیچ احساس همدردی با او نخواهند کرد. در نظرشان یک دزد یا قاتل هیچ حقی ندارد و با او به هر نحو می‎توان رفتار کرد.
درست یا نادرست، گاهی در افواه از قاطعیت فلان مامور یا دادستان می‎شنویم که خودش به جان دزد افتاد و او را مقر آورد؟! البته همه شهروندان ما این گونه نمی‎اندیشند ولی این تفکر در جامعه ما بسیار قوی و حتی غالب است. بنابراین نخستین کسانی که باید خود و دیگران را اصلاح کنند افراد آگاه و موثر جامعه هستند.
فرهنگ جامعه ما باید از فرهنگی که برای انسان‎ها حق قائل است فقط تا زمانی که مرتکب خطایی نشده‎اند، به فرهنگی بدل شود که برای انسان‎ها حتی در فرض خطاکاری نیز حقوقی قائل باشد.
کافی است خود را به جای متهم قرار دهیم؛ آیا اگر ما به جای او بودیم و تحت فشارهای شدید روحی و جسمی قرار می‎گرفتیم به گناه ناکرده اعتراف نمی‎کردیم؟
و کافی است خود را به جای مرتکب خطا و جرم قرار دهیم؛ آیا ما تاکنون هیچ خطا، گناه و حتی جرمی مرتکب نشده‎ایم؟
در این زمینه که بستر و زیربنای هر فعالیت اجتماعی و حقوقی دیگر در خاتمه دادن به شکنجه است گردآوری مطالبی که بر حقوق انسانی متهمان و حتی محکومان و مجرمان تاکید کند، در کتب درسی مدارس و دانشگاه‎ها ضروری به نظر می‎رسد.
معرفی سیره پیشوایان مذهبی در تغییر دیدگاه جامعه بسیار موثر است. ابن ملجم مرادی به قطع ضارب و قاتل علی(ع) است ولی همین جانی نیز در نگاه علی(ع) از حقوق انسانی برخوردار است؛ حق بر رفتار انسانی.
امام علی(ع) فرمود: «فرزندم! به حقّى که بر تو دارم، قَسمت مى‏دهم که آب و غذایش را خوب قرار دهید و تا لحظه مرگ من با او مدارا کنید. از آنچه خود مى‏خورى و مى‏نوشى به او هم بخوران و بنوشان تا برتر از او باشى».[1] آیا متهمان و مجرمان جامعه ما بدتر از اشق الاشقیا هستند؟
باید نگاه انسانی امام علی(ع) را به مجرمان و خطاکاران در جامعه تبلیغ کرد.
نگاه علی(ع) به مجرمان این گونه است:
*رعيّت دو دسته‏اند: دسته‏اى برادر دينى تواند، و دسته ديگر در آفرينش با تو همانند. گناهى از ايشان سر مى‏زند، يا علت‎هايى بر آنان عارض مى‏شود، يا خواسته و ناخواسته خطايى از ایشان سر می‎زند.[2]
*بر كسانى كه گناه ندارند، و از سلامت دين برخوردارند، سزا است كه بر گناهكاران و نافرمانان رحمت آرند.[3]
*همانا دانستيد كه رسول خدا(ص) زناكار محصن را سنگسار كرد، سپس بر او نماز گزارد، و به كسانش داد و قاتل را كشت و ميراثش را به كسانش واگذارد. دست دزد را بريد و زناكار نامحصن را تازيانه نواخت. سپس بخش هر دو را از في‏ء به آنان پرداخت، و هر دو خطا كار- دزد و زناكار- زنان مسلمان را به زنى گرفتند. رسول خدا(ص) گناهانشان را بى‏كيفر نگذاشت، و حكم خدا را درباره ايشان برپا داشت، و سهمى را كه در مسلمانى داشتند از آنان باز نگرفت، و نامشان را از تومار مسلمانان بيرون نكرد.[4]
یقیناً مجریان قانون (از مامور ضابط دادگستری گرفته تا دادیار دادسرا و بازپرس و دادستان و قاضی) همگی اعضای همین جامعه هستند و در حاق ذهن خود به آنچه اعتقاد دارند که دیگران! کافی است به سخنان برخی از ایشان دقت کنید تا به پیش داوری های نهفته در پشت آن به خوبی واقف می شوید.
آری برای جلوگیری از شکنجه در درجه اول باید فرهنگ جامعه اصلاح شود.

[1] . بِحَقّي عَلَيكَ يا بُنَيَّ إلّا ما طَيَّبتُم مَطعَمَهُ ومَشرَبَهُ ، وَارفُقوا بِهِ إلى حينِ مَوتي ، وتُطعِمُهُ مِمّا تَأكُلُ وتَسقيهِ مِمّا تَشرَبُ حَتّى تَكونَ أكرَمَ مِنهُ. (دانشنامه امیرالمومنین، ج7، ص435)
[2] . «فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإ.» (نهج البلاغه صبحی صالحی، ص427)
[3] . «وَإِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَة» (نهج البلاغه صبحی صالحی، ص197)
[4] . «وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى‏الله‏عليه‏وآله)رَجَمَ الزَّانِيَ الْمُحْصَنَ ثُمَّ صَلَّى عَلَيْهِ ثُمَّ وَرَّثَهُ أَهْلَهُ وَ قَتَلَ الْقَاتِلَ وَ وَرَّثَ مِيرَاثَهُ أَهْلَهُ وَ قَطَعَ السَّارِقَ وَ جَلَدَ الزَّانِيَ غَيْرَ الْمُحْصَنِ ثُمَّ قَسَمَ عَلَيْهِمَا مِنَ الْفَيْ‏ءِ وَ نَكَحَا الْمُسْلِمَاتِ فَأَخَذَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلى‏الله‏عليه‏وآله)بِذُنُوبِهِمْ وَ أَقَامَ حَقَّ اللَّهِ فِيهِمْ وَ لَمْ يَمْنَعْهُمْ سَهْمَهُمْ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ يُخْرِجْ أَسْمَاءَهُمْ مِنْ بَيْنِ أَهْلِه‏»(نهج البلاغه صبحی صالح، 184)

No comments:

Post a Comment