دیشب جهت عرض تسلیت به اتفاق جمعی از دوستان و همکاران به منزل همکار عزیزی رفته بودیم. هر چند غرض عرض تسلیت به مناسبت فوت والده ایشان بود ولی بحث طلبگی جالبی در مورد اهمیت استقلال وکیل در گرفت. بنده هم به اقتضای جلسه مطلبی را که از یکی از دوستان طلبه شنیده بودم برای حاضرین نقل کردم. این دوست ما که از شاگردان یکی از مقامات قوه قضاییه هستند نقل می کرد که ایشان گفته اند که جمعی از سران کانون وکلا نزد من آمده اند و گفته اند که استقلال وکیل یک امر جهانی است و در همه کشورها این استقلال به رسمیت شناخته است؛ شما هم کمک کنید قانونی با چنین محتوایی تصویب شود. همین جناب استاد می گوید که من قبلا از اهل خبره کسب اطلاع کرده بودم و آنها گفته بودند که نه این طور هم نیست و در برخی از کشورها نیز نهاد وکالت زیر مجموعه قوه قضاییه است. لذا به این آقایان گفتم خوب برای ادعایتان دلیل بیاورید قوانین سایر کشورها را بیاورید که همه این طور هستند. بعد خود ایشان گفته بود که از آن تاریخ اینها رفته اند که مستند حرف هایشان را بیاورند و دیگر نیامده اند!
غرض من از نقل این داستان این بود که بگویم شاید بخشی از ایراد از خود جامعه وکالت است وکلای ما آدمهای شفاهی هستند و اهل دست بردن به قلم و ابراز نظر و استدلال و به اصطلاح امروز تعامل و گفتگوی با سیستم نیستند. شاید تا به حال باید قوانین وکالت کشورهای پیشرو در این عرصه را ترجمه می کردیم ولی این کار نشده است. در حالی که کانون وکلای دادگستری یک گنجینه گرانسنگ از حقوقدانان برجسته کشور است و این اقدام با کمترین هزینه امکان پذیر بوده است.
یکی از وکلای با سابقه استدلال زیبایی کردند که حیفم آمد جایی ثبت نشود. ایشان گفتند همان طور که در اصول دین جای تقلید نیست، استقلال کانون وکلا از اصول حرفه وکالت و امری تحقیقی است نه تقلیدی! پرسش ما از این مسوول محترم قضایی این است که چرا در پرونده های سنگینی که مجازات اعدام را در پی دارد، حضور وکیل قانونا الزامی است؟ پاسخ روشن است، چون سیستم قضایی نیازمند به شخصی مستقل و بی طرف است که رسیدگی قانونی و عادلانه را تایید کند و بر این که محکوم در فرآیندی عادلانه و منصفانه به سلب حیات محکوم شده است، صحه بگذارد و این شخص کسی جز وکیل مدافع متهم نیست! حال اگر این وکیل آدم خود این سیستم باشد، تایید او چه ارزشی دارد؟ وکیل در این پرونده پیشتر و بیشتر از آنکه مدافع متهم باشد مدافع نظام قضایی و نظام سیاسی است. او تایید می کند که اقاریر موکلش تحت فشار و شکنجه اخذ نشده و تمام حقوق موکل در مرحله دادسرا و دادرسی و حتی اجرا رعایت شده است؛ هر چند که نهایتا موکل به طناب دار سپرده شده باشد.