جای خالی حق بر شهر در منشور
در سال
2004 یونسکو و هبیتات (برنامه اسکان سازمان
ملل متحد) پیشنهاد کردند حق بر شهر (right to the city)
به عنوان یکی از اجزاء بیانیه حقوق بشر و به عنوان یک حق اساسی در قانون اساسی کشورهایی
که قائل به این حقوق هستند، وارد شود. به عنوان مثال برزیل در سال 2001 حق بر شهر را
وارد قانون اساسی خود کرد. به طور خلاصه مولفه های اساسی حق بر شهر عبارت است از:
1. مشارکت شهروندان
در فرآیند برنامه ریزی، طراحی و مدیریت شهری؛
2. تضمین دسترسی
شهروندان به برنامه ریزی طراحی و مدیریت شهری؛
3. هدایت متوازن
و برابری طلبانه ی کاربری زمین برای دسترسی همگانی به مسکن و کار و فعالیت و بهداشت
و آموزش؛ حمل و نقل عمومی و فضای عمومی، اوقات
فراغت و زندگی طولانی؛
4. تضمین دسترسی
شهروندان کم درآمد به مسکن مناسب و ساماندهی اسکان غیر رسمی؛
5. تضمین دسترسی
به استفاده ی مشترک شهروندان از فضاهای عمومی با اختصاص پهنه های ویژه برای امور اجتماعی
در شهر.[1]
در حالی که
نسبت جمعیت شهرنشین به جمعیت روستا نشین کشور ما پنج به دو است، یعنی در ازای هر
پنج شهرنشین دو نفر روستانشین هستند، در این منشور از حقوق روستانشینان و عشایر
سخن گفته شده ولی به حقوق شهرنشینان اشاره ای نشده است. به نظر می رسد پذیرش «حق
بر شهر» یکی از الزامات گسترش شهرنشینی در ایران است.
پدیده شوم
فروش تراکم و پارکینگ که در سال های گذشته گریبانگیر اکثر کلانشهرهای ایران بوده است عملا فضاهای شهری ما را دچار خفقان
کرده است. به رسمیت شناختن حق شهرنشینان در برخورداری از یک فضای شهری قابل سکونت
می تواند موجب پایان یافتن یا کاهش عملکردهای ناصحیح شهرداری ها شود.
اگر می
خواهیم شهرهای ما سامان بپذیرد باید بپذیریم که حداقل حق آگاهی شهروندان از طرح
های جامع، تفصیلی و هادی شهری و تغییرات آنها از حقوق شهروندان شهرنشین است.
حق
برخورداری از سرانه فضای سبز استاندارد (که توسط کارشناسان مستقل یا سازمان های مستقل
غیردولتی و بینالمللی تعیین می شود) از زمره حقوق
شهروندان است.
حق
برخورداری از عبور و مرور امن و روان و با وسایل نقلیه عمومی مناسب و در دسترس
نظیر مترو، اتوبوس و تاکسی از حقوق شهرنشینان است.
حق
برخورداری از یک فضای شهری عاری از جرم (با اعمال معماری و شهرسازی ضد جرم) نیز می
تواند یکی از این حقوق تلقی گردد.
خیابان های عریض
و پر رفت و آمد فاقد پل عابر پیاده، پل های عابری که به تونل وحشت شبیهترند تا محل امن عبور رهگذران، پیادهروهای تنگ و باریکی که پیادگان را به سواره روها
سوق میدهند تا در معرض صدمه قرار گیرند،
کمبود یا فقدان آبریزگاههای عمومی، نبود مکان هایی برای استراحت کهنسالان در پیادهروها و ... در سطح شهرها همگی از مصادیق نقض حقوق حقه
شهرنشینان ما هستند که این منشور باید زمینه احقاق آنها فراهم کند.
ممکن است گفته شود برخی از این حقوق در سایر بندهای منشور به نحو کلی آمده است که می تواند نسبت به یک شهر هم اعمال گردد، پاسخ میدهیم منشور نشان داده در مواردی که حساسیت خاصی وجود دارد عنوانی جدید و مستقل مطرح میکند. بنابراین لازم است نسبت به حق بر شهر نیز چنین عنوانی افزوده شود. این امر میتواند در قالب تبیین و توضیح حقوق مصرح فعلی و نیز بسط و گسترش آنها با محوریت شهر صورت گیرد.

