Thursday, November 15, 2012

مکالمه های ابدی 2

دوم محرم الحرام سال ۶۱ هجری  کاروان وارد منزل «نینوا» شد.

قافله امام حسین به موازات سپاه حر، به حرکت خود ادامه دادند تا به «نینوا» رسیدند و در اینجا با مردی مسلح که سوار بر اسب تندرو بود، مواجه شدند. او پیک ابن زیاد بود. 

ابن زیاد فرمان داده بود: با رسیدن این نامه بر حسین بن علی فشار وارد کن و در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه ای فرودش آر!

حر نیز متن نامه را برای امام خواند.

امام : پس بگذار ما در بیابان «غاضریات» یا «شفیه» فرود آییم.

حر : نمی توانم با این پیشنهاد موافقت کنم؛ زیرا من دیگر در تصمیم گیری خود آزاد نیستم. همین نامه رسان جاسوس ابن زیاد است و اقدامات مرا زیر نظر دارد.

زهیر بن قین : برای ما جنگ با این گروه کم آسان تر است از جنگ با افراد زیادی است که پشت سر آنها هستند به خدا قسم طولی نمی کشد که لشکریان زیادی به پشتیبانی اینها برسند و آن وقت دیگر ما تاب مقاومت در برابر آنان را نخواهیم داشت.

امام : من هرگز آغازگر جنگ نخواهم بود!

No comments:

Post a Comment