بدون حاشیه می روم سر اصل حاشیه نویسی! این اقدام سریع، قاطع و مقتدرانه قوه قضاییه حقیقتا مرا شگفتزده کرد. آگاهان به حقوق کیفری شکلی میدانند که یکی از اصول حاکم بر آیین دادرسی کیفری «اصل سرعت» است این اصل در کنوانسیون ها بین المللی و حقوق بشری، قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری انعکاس یافته است. از این جهت اقدام قوه قضاییه در تعقیب، رسیدگی و اجرای حکم قاتل سعادت آباد در کوتاهترین زمان ممکن عملی منطبق بر معیار سرعت محسوب می شود.
اما این پرسش برای من به عنوان یک انسان و هم نوع مقتول و قاتل وجود دارد که اگر به جای خانواده مقتول، مرحوم «یزدان» بودم آیا اکنون اعدام قاتل بیشتر مرا خوشحال میکرد یا زنده بودن آن مرحوم؟ مسلما ترجیح میدادم به جای تماشای اعدام قاتل اکنون عزیزم را در کنارم میدیدم و مجبور نبودم بر قصاص قاتلش پافشاری کنم. آنچه از گفتار مادر یزدان هنگام خروج از دادگاه گزارش شده و شاهدان ماجرا از آن سخن می گویند و فیلم پخش شده نیز گواه آن است، امکان زنده ماندن مقتول است. شاید اگر به همان سرعت که قاتل اعدام شد، نیروی مجربی برای نجات جان مجروح به محل اعزام میشد و او را به بیمارستان انتقال میداد، اکنون نه مقتولی بود و نه قاتلی و هر دو آنها زنده بودند.
بیایید کلاهمان را قاضی کنیم و پیش از آنکه سایرین درباره ما داوری کنند، خودمان به کردارمان بیاندیشیم. در این واقعه جامعه ما چه کرده است؟ ابتدا ایستاده و تماشا کرده انسانی انسان دیگری را بکشد و سپس آن انسان را به جرم قتل کشته است! یعنی جامعه ابتدا قاتل تولید کرده و سپس قاتل تولیدیش را به قتل رسانده است! به نظر می رسد جامعه ما در هر لحظه در حال تکرار این عمل است. یعنی زمینههای تبهکاری را فراهم میآورد و بزهکار میزاید و بعد در پی مجازات آنهاست. البته اکثر تبهکاران تولیدی جامعه ما به بدشانسی قاتل سعادت آباد نیستند که فیلمشان روی اینترنت پخش شود و در آتش خشم و نفرت جامعه بسوزند!
طنز تلخ ماجرا آن است که میگویند قاتل تهدید میکرده اگر نزدیک شوید خودم را میکشم! خوب شما که در نهایت باید به سزای این قتل او را میکشتید، نزدیک میشدید و اگر به فرض محال خودش را میکشت که نمیکشت، لااقل جان یک انسان را نجات میدادید؟
پرسش دومی که به عنوان یک وکیل ذهنم را مشغول کرده آن است که چرا یک پرونده ساده جعل مدت یک سال و نیم است که بین دادسرا و دادگاه پاسگاری میشود یا چرا یک پرونده معمولی فروش مال غیر و جعل در سند رسمی مدت بیش از دو سال است که در یکی از دادسراهای تهران در دست تحقیقات مقدماتی است و هنوز به کیفرخواست نیانجامیده و یا چرا پرونده یک تصادف ساده خودروی نیروی انتظامی با یک عابر از سال 1377 تا سال 1389 به درازا کشیده تا مختومه شود، ولی پرونده به این مهمی که نتیجه اش سرنوشت جان یک انسان را تعیین می کند، به این سرعت و با دستور ویژه ریاست محترم قوه قضاییه ظرف مدت به این کوتاهی که شاید نوعی رکورد شکنی به حساب آید به انجام میرسد؟
به نظر می رسد با پخش تصاویر این حادثه، قوه قضاییه برای جلوگیری از گسترش چنین اقداماتی واکنش سریع را تنها راه چاره دیده است؟ ولی توجه به این نکته ضروری است که همه جرایم، نیازمند واکنش درخور جامعه هستند. باید بپذیریم که اگر به جرایم کوچک واکنش درخور نشان دهیم، احتمال وقوع جرایم بزرگ به مراتب کمتر میشود. متاسفانه در جامعه ما تا کار به اینجا نرسد و صدای همه در نیاید کاری صورت نمیگیرد. در چنین مواقعی نیز عاجلترین راه حذف بزهکار است بدون آنکه به زمینههای بزهکاری که هر روز بزهکاران جدیدی میآفریند توجه شود!
سلام
ReplyDeleteنکته ونکات قابل تاملی را مطرح میکنید امید که به مرور متولیان امر از ساختار بسته ذهن خویش به واقعیات ملموس جامعه گذری کنند
با شما موافقم درد شما را به عنوان همکار می فهمم.کاش به این امر هم توجه می دادید که چگونه این اصل سرعت با مراعات قواعد امره شکلی ایین دادرسی کیفری صورت پذیرفته تا شکوه این اقدام با وضوح بیشتری نمایان می شد.
ReplyDelete