Monday, December 10, 2012

بهترین منبری ایران!


وقتی وسط زمین آسمان سرگردان باشی کارت می شود مثل راقم گاهی حس حقوقدانی داری و شم وکالتت گل می کند و گاهی خون آخوندی در رگهایت به جوش می آید. امروز مطلبی را در سایت وزین بازتاب امروز خواندم از قول دو تن از روحانیون سیاسی مشهور که افتخار نمایندگی مردم در مجلس شورا را نیز دارند و یکی از این دو بزرگواران استاد اخلاق بسیاری از بچه های قدیمی مدرسه معصومیه و به نوعی مراد طلبه ها بودند ولی مطلبی فرمودند که مایه تعجب بنده شد عین عبارت این است: «آقای پناهیان ... واقعا بهترین سخنران ما هستند»! 
واقعا مایه تعجب و شگفتی این حقیر فراهم شد جناب پناهیان خطابه و بیان خوبی دارند ولی تعبیر «بهترین سخنران ما» -که احتمالا مراد جامعه مذهبی ایران است- یا چیزی بالاتر از غلو است یا اعتراف به فلاکت و تهی شدن منبرها از محتواست! 
برای اینکه یک منبری در سطح متوسط به حساب آید حداقل بنابر عرف سنتی و نیایی جامعه مذهبی ما، تنها بیان و ظاهر آراسته او کافی نیست. بل محتوای سخنرانی ها و  صحیح خواندن روایات و احادیث و آشنایی با ادبیات و امثال و حکم (نظیر اشعار سعدی و حافظ و مولوی) هم شرط بوده و هست. 
متاسفانه در حال حاضر اکثر سخنوران تلویزیونی عبارات عربی را صحیح نمی خوانند و در قافیه اعراب حدیث مانده اند تا چه رسد به فهم آن! و شاید به همین دلیل است که سعی می کنند کمتر از آیه و روایت استفاده کنند.
استفاده از اشعار و امثال و حکم هم تقریبا به فراموشی سپرده شده و بنده تنها در سخنرانی ها جناب آقای نقویان این نقطه قوت را دیده ام.
اما داستان محتوا قصه عجیبی است برای اینکه محتوای منبرهای امروز ایران پس از 33 از انقلاب اسلامی را بررسی کنیم بهترین سنجه ما محتوای سخنرانی های 40 تا 50 سال گذشته است. نمی خواهم شما را به سخنرانی های گرانسنگ استاد مطهری یا جلسات شهید بهشتی در دهه 40 ارجاع دهم که دیگر دچار سردرد می شوید. با خود می گویم آن سخنرانی ها عمدتا در مجامع خاص و با سطح تحصیلات بالا ایراد شده است ولی سخنرانی های مرحوم فلسفی که به کتاب تبدیل شده و سخنرانی ها مرحوم راشد را که کاملا عمومی بوده بررسی کنید تا ببینید در چه برهوت محتوایی به سر می بریم. در کل ایام ماه محرم کانال های متعدد تلویزیون را در پی یک سخنرانی تحلیلی باید دوره کرد و نهایتا با دست خالی کنترل را به سر خودزد که چرا به اینجا رسیدیم و واقعا چرا به اینجا رسیدیم؟
دوستان را ارجاع می دهم به کتاب های «گفتار فلسفی» انتشارات «هیئت نشر معارف» سال 1341 و 1342 که سخنرانی های مرحوم محمدتقی فلسفی است. جوانترها بخوانند تا ببینند یکی از بهترین خطبای معاصر شیعه در آن زمان یعنی دهه 30 هجری شمسی چه بحث های خوب و پرفایده ای را درباره «روانشناسی کودک»، آری روانشناسی کودک! بر منبر مطرح می کند و چگونه علاوه بر آیه و روایت و استناد به کافی و تهذیب، کتاب‎های روشنفکران و روانشناسان و جامعه شناسان عصر خود را که به فارسی ترجمه می شد چون «اندیشه‎های فروید»، «فروید و فرویدیسم» فلیسین شاله، «روح القوانین» منتسکیو، «انسان موجود ناشناخته» الكسيس كارل و «ماتریالیسم تاریخی» را خوانده بود و تحلیل و نقد می کرد و پاسخ گوی شبهات ذهنی جوانان مذهبی و مومن بود؛ نه اینکه منبرهایش تنها شوری در جانشان بیاندازد و در تنور آتشین منبر داغشان کند که چون از مسجد و هیات بیرون شدند مانند آهن سرد شوند و انگار نه انگار که این هیات ها باید ثمره و اثری هم داشته باشند!  
یاد خاطره ای از دوست عزیر طلبه ای افتادم که نقل آن بی مناسبت نیست. در اوایل طلبگی به اصرار دوستان به یکی از جلسات هیئت محبین اهل بیت(ع) قم پای سخنرانی جناب پناهیان رفتیم و من حیران از جلسه بیرون آمدم. سبکش برایم جدید بود ولی جالب نبود و دیگر نرفتم.  چند سال بعد آن دوست مان که خیلی اصرار به شرکت در این جلسات داشت به من گفت: «سخنرانی ایشان مثل فیلم تایتانیک است؛ فوق العاده احساسی است. در جلسه که هستی خیلی حظ می کنی ولی بیرون که می آیی هر چه فکری می کنی حتی یک آیه یا روایت که بگویی این را در این جلسه یاد گرفتی، چیزی یادت نمی آید»!

No comments:

Post a Comment