Monday, December 27, 2010

حاشیه ای بر نشست شاخصه های حوزه آینده ساز

 این مطلب را قبلا برای سایت روات حدیث نوشتم که منتشر شد
وقتی در سایت ها سخنان حجت الاسلام و المسلمین کعبی را خواندم به یاد گذشته ها افتادم زمانی که در مدرسه علمیه درس می خواندیم کمتر برگه ای بود که به تابلویی در مدرسه نصب کنند و از دست حاشیه نویسی طلاب در امان بماند. تقریبا در حاشیه هر کاغذی که به دیوار می زدند حواشی با ربط یا بی ربطی نوشته می شد که بیشتر هم حاوی مطالب انتقادی نسبت به متن بود! حقیقتا نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و حاشیه ای بر سخنان جناب کعبی ننویسم.
مرکز خبر حوزه گزارش داده است که حجت الاسلام والمسلمین عباس کعبی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نشستی که در مدرسه علمیه شهیدین قم با عنوان «شاخصه های حوزه آینده ساز» برگزار شد، یکی از وظایف حوزه را «تامین یک و نیم میلیون طلبه برای ده سال آینده» دانسته است. این در حالی است که ایشان مجتهد پروری و تولید علم  و گسترش کیفی نیروها را نیز از جمله وظایف شمرده است.
فقط تصور کنید قرار است تعداد طلاب و روحانیان کشور ظرف ده سال ده برابر شود! در حالی که حوزه ها در تامین معاش طلاب فعلی درمانده اند و شهریه ها به حدی کم است که طلاب به شغل دوم و سوم روی آورده اند و عملا تعداد زیادی از طلاب از درس خواندن باز مانده اند، ایشان پیشنهاد می دهد، تعداد طلاب ده برابر شود. حال با کدام منابع مالی، چیزی در خبر نیامده است!
از این گذشته مگر تعداد شرکت کنندگان در آزمون ورود حوزه ها چند نفر است؟ بنا به اطلاعات موجود، اگر تمام کسانی که متقاضی تحصیل در حوزه ها هستند نیز پذیرفته شوند باز این رقم در ده سال آینده محقق نخواهد شد.
به لحاظ کمّی علاوه بر تامین معاش دوره تحصیل طلاب، شرایط دیگری هم برای رسیدن به این هدف لازم است مثلا باید مراکز تحصیلی حوزوی ده برابر شود، یا با توجه به ظرفیت شهر قم باید مدیریت غیر متمرکز بر حوزه ها حاکم شود و حوزه های شهرستان فعال شوند و تعداد زیادی از اساتید حوزه به شهرستان ها مهاجرت کنند. گذشته از هزینه سنگین این تحولات،  نظام تعلیم و تربیت حوزوی به اندازه نصف نظام دانشگاهی فعلی کشور باید گسترش یابد و لابد حوزه های پیام نوری ومجازی هم به راه خواهد افتاد!
این نظام آموزشی باید کوتاهتر و تخصصی تر شود زیرا نمی توان این انبوه طلاب را برای مدت ده الی پانزده سال به تحصیل مشغول کرد. یعنی در این بعد نیز باید حوزه دانشگاهی تر شود و لابد از طلاب شهریه هم دریافت خواهد شد!
به لحاظ کیفی، اگر برای تحقق این هدف به سمت ساخت و تاسیس مدارس علمیه بزرگتر برویم، باید منتظر عواقب سوء آن و قطع هر چه بیشتر رابطه استاد و شاگرد باشیم. یادمان هست که یکی از آفات حوزه ها در سال های اخیر ساختن همین مدارس علمیه بزرگ بوده که طلبه ها دیگر ارتباط عاطفی با مدیر و مدرسین برقرار نمی کنند و یله و رها می شوند. اگر سیستم پیام نور و مجازی بدل به جریان اصلی حوزه شود، نیز آفات مشابه ای خواهد داشت. آنچه قربانی اصلی این توسعه کمّی بلند پروازانه است کیفیت تحصیلی ، تربیت حوزوی و اخلاق است!
اگر از تمامی این اشکالات چشم پوشی کنیم، این طلاب در کجا به کار مشغول خواهند شد؟ مطابق آمار در کشور ۷۰ هزار مسجد وجود دارد که ۶۰ هزار مسجد متعلق به شیعیان است. یعنی به طور متوسط برای هر ۱۱۰۰ شیعه یک مسجد وجود دارد. ۶۰ هزار مسجد کجا و یک و نیم میلیون روحانی و طلبه کجا؟ البته مدارس و پادگان های نظامی نیز نیاز به روحانی دارند ولی مگر امامت جماعت یک مسجد به تنهایی می تواند زندگی یک روحانی را تامین کند؟ اکثر روحانیان فعلی در کنار امامت جماعت مسجد در دانشگاه، سپاه وارتش، آموزش و پرورش، سازمان زندانها و نهادهای دیگر به فعالیت مشغولند.
یکی از نکات مهم سخنان جناب حجت الاسلام کعبی «مقاطع مختلف تاثیرگذار بر روحانیت» است ایشان فرموده اند: «از ابتدای رسالت انبیاء تا امروز روحانیت چند مقطع مختلف را پشت سر گذارده، اولین مقطع بنیانگذاری اسلام در طول ۲۳ سال، دومین مقطع دوره حفظ تداوم پایداری و مقاومت است که مربوط به ائمه اطهار‌(ع) و علمای سلف تا دوره صفویه به مدت ۱۰ قرن می باشد، سومین مقطع دوره بیماری و آفت است که آموزه های تجددگرایانه غربی وارد کشور شد و در طول ۳ قرن روحانیت را مهجور نمود، مقطع چهارم دوران بیداری اسلامی و جریان مصلحان بزرگ از زمان سید جمال الدین اسدآبادی است که ۲ قرن به طول انجامید و همچنین مقطع پنجم دوران انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی است که تاکنون ۳ دهه از آن می گذرد.»
اولا از جمع ۲۳ سال ، ۱۰ قرن ، ۳ قرن ، ۲ قرن و ۳۰ سال به رقم عجیب ۱۵۵۳ سال می رسیم که چیزی بیش از یکصد سال طولانی تر از تاریخ اسلام است!؟ ثانیا اگر توجیه کنیم دوره دوم و سوم رابطه عموم و خصوص مطلق داشته باشند باز این سوالات باقی می ماند که چگونه می تواند دو دوره تاریخی در یک تقسیم بندی همپوشانی کامل داشته باشد یا چگونه  ممکن است که روحانیت هم مهجور باشد و هم دوره بیداری اسلامی؟! ثالثاً در مقطع دوم چند تحول اساسی وجود دارد که در این تقسیم بندی به راحتی از کنار آن گذشته اند؛ قطع اتصال به امامت با پایان دوره غیبت صغری و آغاز غیبت کبری و فراگیر شدن شیعه و حاکمیت فقه آن در ایران با حکومت صفوی، حداقل دو سرفصل مهم در تاریخ روحانیت شیعه است که وظایف جدیدی را برای روحانیت شیعه تعریف کرده است ولی گویا هیچ جایگاهی در تئوری تاریخی ایشان ندارد!
حسب نقل سخنان ایشان حاوی پیش گویی هایی درباره ادوار تاریخی باقی مانده تا ظهور حضرت ولی عصر (عج) و آینده غرب نیز بوده است.


No comments:

Post a Comment