شاید نخستین بار حجت الاسلام محمد ربانی از اساتید سطح عالی حوزه علمیه قم و دبیر «کمیته تخصصی نقش استاد در تعلیم و تربیت» بود که در دوازدهمین اجلاس اساتید سطح عالی و خارج حوزه علمیه قم صبح روز ششم خرداد ۱۳۸۹ شمسی در سالن همایش های مدرسه عالی دارالشفا از کلید خوردن طرحی به نام طرح استاد محوری از سوی معاونت آموزش مرکز مدیریت حوزه های علمیه خبر داد.
چنانکه ارباب رسانه منعکس کردند ربانی در آن جلسه گفت: طرح استاد محوری بر یکی از اصلی ترین سنت های حوزه های علمیه که محوریت، نظارت و مسؤولیت استاد است، تکیه دارد و در این طرح استاد افزون بر مسؤولیت تدریس بر شاگردان نظارت داشته، به آنان مشاوره می دهد و درباره پیشرفت و عدم پیشرفت حوزویان مسؤول است.
حجت الاسلام ربانی، رابطه مقدس استادی و شاگردی را یکی از ویژگی های حوزه های علمیه برشمرد و خاطرنشان کرد: حوزه های علمیه به عنوان مراکز عریق و اصیل تعلیم و تربیت دینی واجد مزایای ویژه و بی نظیری هستند که بایستی در تحولات آینده نیز محفوظ بماند. وی اضافه کرد: استاد حوزه همواره از موضع پدرانه و شفقت آمیز به رشد علمی و اخلاقی طلبه عنایت داشته و طلبه نیز استاد را پدر معنوی خود شمرده، راه حلّ مشکلات و مسائل خویش را از او جویا شده است.
اما معلوم نیست که چرا سه ماه بعد مدیر حوزههای علمیه کشور با اشاره به اختلافهای ایجاد شده درباره در حوزههای علمیه از توقف موقتی این طرح خبر داد هرچند اضافه کرد که با جدیت پیگیر اجرایی کردن آن هستیم. شاید مهم ترین علت توقف موقتی طرح اعلام مخالفت صریح پنج تن از مراجع عظام تقلید (آیات عظام صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، وحید خراسانی، موسوی اردبیلی و مکارم شیرازی) با طرح بود که شورای مدیریت را به اتخاذ این تصمیم وادار نمود.
براستی اگر طرح استاد محوری چنانکه حجت الاسلام ربانی و آیت الله مقتدایی در دوازدهمین اجلاس اساتید سطح عالی و خارج حوزه علمیه قم بیان کردند تداوم سنت حسنه حوزه های علمیه شیعه است، چرا اجرای این سنت حسنه و با سابقه دچار چنین مشکلاتی شد و با مخالفت صریح مراجع روبرو گردید؟
به نظر می رسد برای یافتن پاسخ این پرسش باید به سابقه نظام مندسازی حوزه در قالب تشکیلات شورا و مرکز مدیریت حوزه علمیه قم و نیز طرح های اجرا شده و اثرات این طرح ها در حوزه ها توجه کنیم. شاید ریشه بسیاری از مخالفت ها در همین شیوه عملکرد مدیران در تدوین طرح ها و اجرای آنها باشد. اثرات اجرای طرح های قبلی بر شکل گیری دیدگاه ها نسبت به طرح های آینده شورای مدیریت سایه انداخته است و بدون آسیب شناسی آنها نمی توان به دنبال اجرای طرح های جدید بود.
اشکالات وارد به ساختار مدارس
اکنون در حوزه های علمیه برای دروس سطح حوزه یعنی دروس قبل از درس خارج ده پایه تحصیلی در مدت ده سال تعیین شده است که شش سال از این مدت کاملا در مدارس تحت مدیریت و برنامه ریزی شورا و مرکز مدیریت حوزه علمیه طی می شود و طلاب فقط در این مدارس مجاز به تحصیل می باشند. تدوین چنین دوره تحصیلی و برنامه ریزی های صورت گرفته برای آن در عمل معایبی را به همراه داشته است که مراجع را نسبت به نظام مند کردن دروس سطح نیز بدبین می سازد. برخی از این معایب که بیشتر مطرح می شود، عبارتند از:
۱- انتقال حق انتخاب استاد از طلاب به مدیران مدرسه علمیه
با فراگیر شدن نظام آموزشی واحد تحت عنوان مدارس در حوزه های علمیه حق انتخاب استاد از طلاب به مدیریت مدارس انتقال یافت. یعنی برای تدریس یک واحد درسی، یک، دو یا سه استاد بسته به تعداد طلاب مدرسه و اساتید موجود، به طلاب معرفی می شوند. بدیهی است در مدارس کم جمعیت شخص معینی برای تدریس تعیین می گردد و دیگر حق انتخابی وجود ندارد. این فضای غیر رقابتی و تحمیل استاد بر شاگرد بخش قابل توجهی از نشاط مدارس حوزوی را که ناشی از جستجوی طلاب و یافتن استادی با روحیات نزدیک تر و توان تدریس و تفهیم بیشتر بود، زدوده است. همانطور که در سخنرانی حجت الاسلام ربانی آمده است رابطه استاد و شاگردی یکی از ویژگی های حوزه های علمیه شیعه بوده است ولی باید به ریشه این رابطه نیز دقت شود زمانی یک رابطه معنوی قوی و دوجانبه ایجاد می شود که بیشترین سنخیت روحی و اخلاقی بین استاد و شاگرد وجود داشته باشد که این جز با جستجوی طلبه در پی استاد و دیدن درس و رفتار اساتید متعدد حاصل نمی شود.
۲- حاکمیت روابط غیردرسی بر انتخاب استاد در مدارس
در شرایطی که حق انتخاب به مدیران مدارس واگذار می شود، روابط غیردرسی و خارج مدرسه ای نقش مهمی می تواند ایفا کند. فرض بگیرید استاد مناسب تری برای تدریس صرف ساده هست ولی استاد ضعیف تری که از آشنایان مدیر مدرسه است انتخاب می شود و طلاب باید به ناچار در درس همین استاد ضعیف تر شرکت کنند و از استاد قوی تر محروم می شوند. اساسا به دلیل فقدان یک نظام منسجم اطلاعاتی در مورد اساتید توانمند در هر درس نوع انتخاب استاد بیشتر تابع شناخت مدیریت مدارس از اساتید بوده است.
۳- ضعف طلاب در دروس پایه حوزوی
همان طور که برخی از مراجع عظام تقلید در بیانات خود فرموده اند کاهش سطح علمی حوزه ها امروزه امری پذیرفته است که بسیاری علت آن را در مدارس جستجو می کنند. صرف و نحو زبان عربی به خوبی و قوت گذشته ارائه نمی شود و طلاب نیز ضعف بسیاری در فهم عبارات عربی دارند و اثرات این امر در دروس سطح و خارج حوزه نمایان شده است. بسیاری از ممتحنین دروس سطح از عدم فهم عبارت عربی می نالند و این در حالی است که طلبه در سال آخر سطح حوزه تحصیل می کند!
۴- محرومیت طلاب مستعد تدریس از امکان تدریس
با توجه به نظام فعلی سنت سابق حوزه ها که تدریس دروس پایین تر توسط طلاب پایه های بالا بود، عملا متوقف شده و تنها اساتید معرفی شده حق تدریس را دارند و فرآیند آموزش و تدریس توسط طلاب قطع گردیده است. در نظام گذشته طلاب مستعد پس از پایان پایان آموزش یک کتاب به تدریس آن می پرداختند و به این وسیله محفوظات خود را ماندگار می کردند. به عنوان مثال طلاب با تدریس مکرر دروس ادبیات عرب و منطق و معانی و بیان هم در فهم دروس فقه و اصول سطوح بالاتر قوی تر می شدند وهم به عنوان یک متخصص ادبیات عرب مطرح بودند و درعین حال در بیان گفتارشان از اشعار و آرایه های ادبی و اسلوب صحیح گفتاری استفاده می کردند. در شرایط فعلی بسیاری از طلاب پس از طی دوره ده سال سطح تازه امکان تدریس در دروس پایین تر را می یابند که دیگر آن آمادگی و تسلط را ندارند.
۵- ارائه دروس سطح وخارج بیشتر و ضعیف تر
فرض کنید استادی توانایی تدریس کتاب شرح لمعه اثر شهید ثانی را به خوبی دارد ولی به علت فقدان روابط از تدریس در مدارس محروم می شود و تدریس آزاد این درس نیز دیگر طالبی ندارد. بنابراین به فکر تدریس کتاب مکاسب می افتد کتابی که متن آن درس خارج فقه شیخ انصاری بوده است. با توجه به وجود چنین استادانی دو اتفاق ناگوار دیگر می افتد یکی حجم ارائه دروس سطح به نحو غیرواقعی و غیرضرور افزایش می یابد و موجب سردرگمی طلاب در انتخاب استاد می شود و دیگر آنکه به علت عدم توانایی لازم دروس بسیار ضعیفی نیز ارائه می شوند!
۶- دروس جنبی
زمانی از بزرگان حوزه نقل می شد که روزانه یک درس برای یک طلبه کم است و دو درس بسیار! این بدان معنا بود که طلبه باید وقت خود را حداکثر بر دو درس متمرکز کند و به جای رفتن به دروس متعدد همان درس های گرفته شده که عمدتا یک درس فقه و یک درس اصول فقه بوده را با پیش مطالعه حاضر شوند و بعد از درس گرفتن و مطالعه حتما مباحثه کنند. ولی در سال هایی اخیر دروس جنبی برای طلاب تعریف شد و به طور مداوم بر این دروس افزوده شد. این کار هر چند سبب آشنایی نسبی و مقدماتی طلاب با تفسیر، نهج البلاغه و تاریخ اسلام و اخلاق و برخی مباحث سیاسی می شود ولی عملا بر میزان پیش مطالعه و مباحثه طلاب اثر منفی گذاشته است!
۷- تصمیمات شورای مدیریت بدون هماهنگی با مراجع
هر چند مطابق اساسنامه شورای عالی مدیریت حوزه علمیه قم «نصب و عزل اعضای شورای عالی به پیشنهاد جامعه محترم مدرسین و تصویب مرجع یا مراجع عظام حوزه و مقام معظم رهبری انجام می شود. به این ترتیب که جامعه مدرسین اسامی تعدادی از علما و خبرگان اسلامی به مراجع و مقام رهبری اعلام و در صورت تایید ایشان، معرفی شدگان به عنوان اعضای شورای عالی حوزه منصوب می شوند.» ولی در عمل به تدریج این تفاهم با مراجع به عنوان پدران معنوی حوزه های شیعه به حداقل ممکن کاهش یافت و موجب نوعی گسست میان مدارس علمیه و مراجع گردید. طرح های اجرا شده در بسیاری از موارد مورد انتقادات صریح و ضمنی مراجع قرار می گیرد. شاید شدیدترین واکنش به این موضوع در طرح استاد محوری صورت گرفت.
مجموع این معایب و شاید موارد دیگری که به ذهن نگارنده نرسیده است به موضع گیری صریح مراجع عظام تقلید در مقابل طرح استاد محوری و در نتیجه توقف اجرای آن انجامید. اگر در متن بیانیه مشترک آیات عظام صافی گلپایگانی و شبیری زنجانی دقت شود نگرانی و نارضایتی از اقدامات پیشین انجام شده نیز قابل درک است.
چه نیازی به اجرای طرح جدید استاد محوری بود؟
طرح اشراف اساتید بر تعلیم و تربیت طلبه (استاد محوری) نیز طرحی در راستای تکمیل طرح های قبلی و انتقال حوزه از وضعیت فعلی (وضعیت گذار) بود زیرا طلاب که در مرحله مقدماتی (مدارس) به یک نظام برنامه ریزی و مدیریتی متمرکز عادت کرده بودند به ناگاه با یک شرایط باز و بدون ضابطه ای روبرو می شوند که تنها از آنها می خواهد در امتحانات پایان سال تحصیلی از پایه هفت تا پایه ده شرکت کنند و پس از آن در دروس خارج شرایط بازتری فراهم می شود و دیگر از امتحان نیز خبری نیست و تنها در صورتی که طلبه ای بخواهد مدرک تحصیلی سطح سه (معادل کارشناسی ارشد دانشگاه) یا سطح چهار (معادل دکتری) دریافت نماید نیاز به ارائه مصاحبه درس خارج خواهد داشت. بنابراین با فوج عظیمی از طلاب روبرو می شویم که بدون آنکه در کلاس ها شرکت کنند در پایان سال با اتکا به جزوات فارسی موجود در بازار در امتحان مکاسب ، رسائل ، کفایه و نهایه و بدایه شرکت می کنند و نمره قبولی هم می گیرند. در دروس خارج هم که تقریبا هیچ نظارتی وجود ندارد.
بنابراین ادامه وضعیت فعلی ممکن نیست. نظام متمرکز مدارس نیاز به پیگیری دارد. طلاب پس از پایان دوره مقدمات و علی الخصوص پایان سطح نیاز به برنامه ریزی تحصیلی هدف مند دارند. طرح استاد محوری در چنین فضا و با توجه به خلاهای موجود مطرح شده است
دلایل ناکامی طرح استاد محوری
با توجه به نیاز حوزه ها به برنامه ریزی آموزشی هدفمند در سطوح عالی از یک سو و همچنین استوار شدن طرح بر سنت قدیمی حوزه ها از سوی دیگر حجم مخالفت های اساتید و مراجع عظام تقلید با این طرح سوال برانگیز است. به نظر می رسد دلایل ناکامی این طرح را بتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
۱- عدم تبیین روشن طرح
این طرح چنانکه در سایت معاونت آموزش مرکز مدیریت حوزه علمیه قم (http://www.howzeh-qom.com) قرارداده شده فاقد وضوح کافی است. تمام آنچه درباره این طرح عرضه شده همین چند سطری است که در زیر می خوانید:
مقدمه
حوزه های علمیه به عنوان مراکز عریق و اصیل تعلیم و تربیت دینی واجد مزایای ویژه و بی نظیری هستند که بایستی در تحولات آینده نیز محفوظ بماند.یکی از این ویژگی ها رابطه مقدس استاد و شاگردی است. استاد حوزه همواره از مواضع پدرانه و شفقت آمیز،به رشد علمی و اخلاقی طلبه عنایت داشته و طلبه نیز استاد را پدر معنوی خود شمرده،راه حل مشکلات و مسائل خویش را از او جویا شده است.رشد کمی طلاب حوزه های علمیه به ویژه حوزه مقدسه قم در سال های اخیر اقتضاء می کند نسبت به حفظ این روابط تاریخی و ارزشمند دقت بیشتری شود.طرح حاضر تلاشی است در این مسیر.
اهداف
۱٫ تقویت نقش استاد در روند تعلیم و تربیت طلاب دروس آزاد از برنامه ریزی و نظارت گرفته تا مشاوره علمی و اخلاقی و در نهایت ارزشیابی علمی طلبه.
۲٫ حفظ مزایای دروس حوزه از جمله حق انتخاب طلبه.
۳٫ ایجاد انگیزه در طلاب محترم جهت حضور در درس.
۴٫ پیشگیری از برخی آفت ها از جمله جزوه خوانی های رایج جهت امتحان.
۵٫ آماده ساختن زمینه مناسب برای تدریس فضلای جوان و توانا.
۶٫ استفاده بهتر از زمان آموزشی و در نتیجه اتمام محدوده درسی در سال تحصیلی.
تبیین طرح
۱٫ اعلام اسامی تمام اساتید محترم همراه با زمان و مکان دروس آنها.
۲٫ اعطای فرصت یک ماهه به طلبه جهت بررسی درس ها و انتخاب دروس مورد نظر خود حسب مقررات آموزشی(تغییر درس در بقیه سال تحصیلی نیز با شرایط خاص امکان پذیر خواهد بود.)
۳٫ ارائه لیست طلاب متقاضی هر درس به استاد محترم.
۴٫ نظارت استاد محترم بر حضور مستمر طلبه در درس (شیوه عملی این امر با نظر خود استاد محترم خواهد بود.)
۵٫ امتحان و ارزشیابی علمی طلبه در نیم سال اول توسط استاد محترم و با نظارت معاونت آموزش و در نیم سال دوم توسط معاونت آموزش با همکاری اساتید محترم(در آینده ارزشیابی هر دو نیم سال به اساتید ارجمند واگذار می شود.)
۶٫ اختصاص بخشی از امتیاز ارزشیابی نهایی به فعالیت های کلاسی همچون تحقیقات درسی، امتحانات هفتگی، حضور موثر در جلسات درس و … حسب تشخیص استاد محترم.
انصافا توضیحات فوق برای چنین طرح موثر و بنیادینی بسیار ناچیز است و برخی از طرفداران این طرح نیز با این عقیده موافقند که «هنوز این برنامه به صورت مشروح تبیین نشده» است! (www.feyzieh.com)
2- مشارکت ندادن مراجع و عدم تعامل با بزرگان حوزه در تدوین و اجرای طرح
این عبارت آیات عظام صافی و شبیری که «این برنامه ها و طرحها غیر مقبول و تغییر روش ها و قیم مابی ها حوزه ها را در معرض انقراض و تغییر هویت قرار می دهد و خطرات و عواقب سوء دارد. باید تا اینجا هم که آمده اند تصرفات خود را کوتاه نموده و در حفظ سنت های حسنه ای که هویت حوزه ها برآن بوده همکاری نمایند که انشاءالله با همت همگان حیثیات مقدسه ثابت و برقرار باشد.» به خوبی نشان می دهد که به آراء و نظرات مراجع در طول مدت تصدی شورای مدیریت حوزه توجه کافی نشده و این بزرگواران از تصرفات سابقه نیز ناراضی اند!
آیت الله مکارم شیرازی نیز به دو راهکار اصلی برای تفاهم با مراجع اشاره کرده اند: نخست حفظ استقلال حوزه ها و آزادی دروس عالی حوزه و دیگر مشورت با مراجع در برنامه ریزی حوزه.
۳- موضع گیری های سیاسی
در خصوص طرح استاد محوری به نظر می رسد از دو سو این طرح زمینه برخورد نگاه های سیاسی موجود قرار گرفت از یک سو برخی سایت ها علت مخالفت با این طرح را تا حد نزاع های سیاسی کنونی کشور فروکاستند چنانکه سایت فیضیه (www.feyzieh.com) در ذیل مطلبی با عنوان «طرح استاد محوری چیست و از طلاب و اساتید حوزه چه می خواهد؟» نوشت: گفتنی است بررسی و آشنایی با طرح استاد محوری و اهداف آن از ضرورت اجرای آن در حوزه خبر می دهد. اما چرا عده ای در برابر این طرح ایستادگی می کنند؟ مضافا این که عملکرد کسانی که پشت پرده مخالفت با این طرح قرار دارند با تهدید اساتید و ایجاد جو متشنج در حوزه عملا ثابت نمودند که چه کسانی واقعا قائل به آزادی و استقلال حوزه هستند. این عده با ارسال پیامک های مکرر حتی در شب های قدر هیچ ابائی نداشتند که با این کار خود حال عبادت در شبهای قدر را از اساتید حوزه گرفته و فکر آنان را به جای عبادت به مسائل از قبیل از دست دادن مدرس و به هم خورد اوضاع تحصیل در آغاز سال تحصیلی مشغول کنند. این افراد با استبداد در عملکرد خود پرده از اهداف دیگری برداشتند که نیاز توجه جدی را از سوی طلاب و فضلای حوزه علمیه می طلبد. در میان این عده، افرادی هستند که در فتنه سال ۸۸ از سران فتنه حمایت کرده و در پی جمع آوری امضا برای حمایت از سران فتنه از سوی حوزه بودند. سایت های مخالف نیز با رویکردی سیاسی به این طرح پرداخته اند که همگی از آفات مطرح شدن آن در فضایی سیاسی است که نهایتا به ناکامی آن انجامیده است.
راهکار برون رفت
یکی از راهکارهایی که به نظر می رسد آن است که شورا و مرکز مدیریت حوزه های علمیه، نقشی مشابه وزارت علوم در ارتباط دانشگاه ها را ایفا کنند و امر تصدی مدارس طلبگی به مراجع و علمای بزرگ شهرستان ها واگذار شود. هر چند این تغییر نیازمند بازنگری در ساختار مدارس است ولی قابل تسری به دروس سطح و خارج نیز خواهد بود . در این میان وظیفه اصلی شورای مدیریت با مشارکت مراجع، تدوین اهداف و تعریف سرفصل های درسی اجباری واختیاری تحصیلی خواهد بود. مطابق این نظر هر یک از مراجع و علمای شهرستان امر تصدی یک یا چند مدرسه را به عهده می گیرند و با جذب اساتید مورد نظر خود و اعمال سبک آموزش مورد نظرشان فضایی کیفی و رقابتی را بر حوزه ها حاکم می کنند. حق انتخاب استاد نیز در قالب انتخاب مدارس با توجه به سبک آموزش آنها تعیین می شود. این شیوه مزایای دیگری نظیر امکان مقایسه نظریه های مطرح شده در مورد نظام آموزشی حوزه و سنجش کارآمدی آن در عمل، ایجاد تحول در متون درسی، تطبیق با شرایط جغرافیایی و قومی و جنسیتی و تشکیل هیات های علمی در مدارس و مواردی از این قبیل را به ارمغان می آورد.
No comments:
Post a Comment